کنترل شعله اهمیت زیادی دارد. اگر هوای اضافی احتراق زیاد باشد و یا سوخت ناقص به دلیل کمی هوای احتراق در داخل کوره تجمع پیدا کند، در واقع بخشی از حرارت مذاب و دیواره های کوره جذب این هوای اضافی شده و یا به دلیل ناقص سوزی سوخت دما در کوره افت می کند. افت و خیز دما در طرفین کوره سبب پیدایش خط گرم در وسط کوره شده و جریان مذاب در داخل کوره به دو یا چند مسیر تقسیم می شود. لذا تفاوت شدید دما بین مرکز و طرفین کوره، نیاز به کنوکسیون شدیدتر برای همگونی را طلب می کند. وقتی شعله کوتاه می شود، اولین تاثیرش این است که مذاب وسط روانتر و مذاب کناره ها ویسکوزتر میشود. این پدیده را کانالیزه شدن (Chaeling) می گویند، چرا که مداب در مسیرهایی که اصطکاک کمتری دارد، کشیده می شود. پیروی حرکت مذاب از خطوط و مجاری کم اصطکاک، سبب می شود که مذاب در وسط کوره سریعتر کشیده شود، هر چه کشش کوره در این حالت بیشتر شود، مساله کانالیزه شدن حادتر می شود و اط ظریت واقعی کوره برای تولید مذاب بدون حباب کمتر استفاده می شود(بسته به شدت کانالیزه شدن ممکن است سرعت کشش در وسط چندین برابر کناره ها باشد هر 80 درجه سانتیگراد تفاوت دما و ویسکوزیته را سه برابر کم یا زیاد می کند، حبابها در مذاب داغ تر سه برابر سریع تر حارج می شوند. ورود مذاب سردتر همراه با مذاب داغ تر شرایط پیدایش شیشه ناهمگن را فراهم می سازد و شیشه حالت مواج پیدا می کند. بویژه این قضیه در تغییر قالبها(مثلا با بستن قالب بزرگتر که کشش بیشتر میشود) خود را نشان میدهد. ناهمگنی شدید، شیشه را شوک پذیر کرده که اگر ریشه مشکل آگاهی لازم نداشته باشیم، سراغ تصحیح آنیل، ماشین و...میرویم و مشکلات جدیدی را ایجاد می کنیم که در این حالت معایبی بوجود می آید که آنها را در رده معایب ماشین دسته بندی می کنیم ولی در واقع این مشکلات ریشه در راهبری غلط کوره دارند.
برچسب:
نویسنده: مهراد صفری